كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )
498
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )
وَ لَقَدْ آتَيْنا و هرآئينه ما داديم مُوسَى الْكِتابَ موسى را توريت فَاخْتُلِفَ فِيهِ پس اختلاف كرده شد در ان يعنى قوم او اختلاف كردند بعضى برو گرويدند و بعضى برو كافر شدند همچون اختلاف قوم تو در قرآن وَ لَوْ لا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ و اگر نه سخنى است پيشى گرفته مِنْ رَبِّكَ از آفريدگار تو بتاخير عذاب ايشان لَقُضِيَ بَيْنَهُمْ هر آئينه حكم كرده شدى ميان قوم موسى ع تا مبطل به عذاب استيصال مبتلا گشتى و محق از ان نجات يافتى وَ إِنَّهُمْ و به درستى كه قوم كفّار تو لَفِي شَكٍّ مِنْهُ هر آئينه در گمانىاند از قرآن مُرِيبٍ گمانى در ريبافگننده يعنى نفس را مضطرب و عقل را شوريدهكننده وَ إِنَّ كُلًّا و به درستى كه هر يك از مختلفان لَمَّا لَيُوَفِّيَنَّهُمْ از ان جملهاند كه هرآئينه تمام خواهد داد رَبُّكَ پروردگار تو أَعْمالَهُمْ جزاى عملهاى ايشان بعضى ان نافيه مىدارند و لما بمعنى الا يعنى هيچكس نيست مگر كه خداى تعالى جزاى عملهاى او بر وجهى كه بايد به دو رساند صاحب ايجاز البيان فرموده كه چون در لما معنى ظرف هست اينجا تقدير محذوفى بايد كرد برين وجه و ان كلا لما بعثوا ليوفينهم و چون اعراب اين كلام خالى از اشكال نيست اين مقدار بسط مناسب نمود و اين وجوه بر تقدير تشديد لما بود اگر مخفف خوانند صاحب كشاف فرموده كه لام لما توطئه قسم است و تنوين كلا عوض از مضاف اليه و ما زائده و تقديرش چنين بود كه و ان كلهم ليوفينهم إِنَّهُ به درستى كه خداى تعالى بِما يَعْمَلُونَ بهآنچه شما مىكنيد خَبِيرٌ داناست و چيزى ازو فوت نشود تا توفيه جزا نتواند كرد بيت به همه كار بنده دانا اوست * به مكافات هم توانا اوست فَاسْتَقِمْ پس تو مستقيم باش كَما أُمِرْتَ همچنانكه فرموده شدى وَ مَنْ تابَ مَعَكَ و بايد كه مستقيم شوند يا بفرماى كه مستقيم گردند آنان كه بازگشتهاند از كفر و ايمان آوردهاند با تو استقامت آنست كه مستقيم باشد بر امر و نهى امام قشيرى قدس سره فرموده كه مستقيم آنكس است كه از راه حق بازنگردد تا به سرمنزل وصال برسد در حقايق سلمى از جورجانى قدس سره نقل مىكند كه طالب كرامات مباش طالب استقامت باش محمد بن فضيل رح فرموده كه آن چيز كه ببود وى همه نيكوئيها نيكو شود و به نابودى همه زشتيها زشت شود استقامت است شيخ الاسلام قدس سره اين سخن را بشنيد و گفت كه وى بسيار نيكو گفته است دليلش فاستقم كما امرت بزرگى را پرسيدند كه كدام عمل فاضلتر است گفت استقامت ابو على نسوى رح فرمود كه حضرت ص را در واقعه ديدم گفتم كه يا رسول اللّه سبب شيب تو از سوره هود چه چيزست فرمود كه فاستقم كما امرت اى عزيز هرك را قدم راسخ نباشد رنجش ضايع است شيخ ابو على دقّاق قدس سره گفته است كه استقامت آنست كه سرّ خود را از ما سواى اللّه محفوظ دارى خواجه عصمت بخارى رح در صفت اهل استقامت فرمود نظم كسى را دانم اهل استقامت * كه باشد بر سر كوى ملامت ز اوصاف طبيعت پاك مرده * باطلاق هويّت جان سپرده تمام از گرد تن دامن فشانده * برفته سايه و خورشيد مانده وَ لا تَطْغَوْا و از حد مگذريد إِنَّهُ بِما تَعْمَلُونَ به درستى كه خداى تعالى به آنچه شما مىكنيد بَصِيرٌ بيناست وَ لا تَرْكَنُوا و ميل مكنيد إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا بسوى آنان كه ستم كردند يعنى مداهنت منمائيد با ايشان يا فرمان ايشان بريد يا معاونت كنيد ايشان را بر بيداد ايشان سفيان ثورى قدس سره فرموده كه هر كه قلمى براى ظلمه بتراشد يا سياهى در دوات ايشان ريزد يا كاغذى بدست ايشان دهد تا بنويسند در ظلم ايشان شريك باشد و هم از ايشان پرسيدند كه اگر ظالمى در بيابان تشنه باشد و بر هلاك مشرف شود او را آب توان داد فرمودنى گفتند اگر آبش ندهند بميرد فرمود كه دعه يموت مصرع آنچنان بد زندگانى مرده به پس حق سبحانه از فرط رحمت فرمود كه ميل بظلم مكنيد فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ پس بسايد شما را آتش يعنى بشما رسد آتش دوزخ وَ ما لَكُمْ و نيست مر شما را مِنْ دُونِ اللَّهِ بجز خداى تعالى مِنْ أَوْلِياءَ از دوستان كه عذاب از شما بازدارند ثُمَّ لا تُنْصَرُونَ پس شما يارى داده نشويد .